مصطفى النوراني الاردبيلي

594

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

* دهنج تعريف : دهنج يك سنگ معروف است كه در معدن طلا و نقره و مس و آهن پيدا مىشود . يعنى از معدن فلزات نامبرده بخار به صورت سولفات خارج شده و سنگ مىشود و نوع طلاى آن بهترين قسم آن مىباشد و علامات شناخت آن اين است كه بر آهن ترشى ماليده و با آن سنگ به آهن مىكشند اگر دهنج طلايى باشد رنگ طلايى و اگر نقره‌اى باشد ، به رنگ نقره و اگر غير آن باشد ، غير آن ، يعنى به رنگ جنس دهنج . رنگ : مايل به سبز و براق . ذائقه : بد مزه . مزاج : گرم و خنك چهار درجه . ترياق زهرها مىباشد خصوصا دهنج مسى كه كمى با آبليمو ساييده پادزهر افيون است ، و ماليدن آن با سركه لكه‌هاى سياه و سفيد بدن را دور مىكند . مىگويند : پوشيدن انگشتر آن ، درد گرده را ساكن مىكند ، سم قاتل است ، خرد نمىشود ، در دهان گذاشته اگر كمى از آب آن فرو رود كشنده است . « 1 » در لسان العرب اسم آن را به لغت فرانسه MALAEHITE ذكر كرده و گفته است كه جوهر سبزى هست كه آن را كربنات داء كوبر طبيعى ناميده است . روايت از جابر بن حيان : دهنج به فتح دال و ها و نون و سكون جيم معرب دهنه است و معروف به دهنه فرنگ است و آن سنگى است مائل به سبزى و آبدار و برّاق كه در معدن طلا و نقره و مس و آهن پيدا مىشود . از انجره كبريتى كه از آن معدن صعود مىكند و در خلل آن محتبس گشته متكاثف مىگردد و به طول مدت سرد و منجمد مىشود و آن را بخار معدنى مىنامند كه داراى اقسام مىباشد ، بعضى سبز تيره كه در هنگام صافى هوا ، صاف و هنگام كدورت هوا ، كدر مىگردد . مىگويند فيروزه نيز چنين مىباشد و بعضى طاوسى

--> ( 1 ) - بستان المفردات ، ص 253 .